Tuesday, September 12, 2006

قيمت نفت، بيماری هلندی و باقی قضايا

وقتی بودجه سال مالی ايران بر مبنای قيمت نفت بشکه اي $41 بسته شد بسياری از اقتصاد دانان با تمسخر به اين مسئله اشاراتی کردند. بطور مشخص، از "بيماری هلندی" يا وابسته کردن هرچه بيشتر کشور به درامد های نفتی بصورت واردات بيرويه اجناس بعضا بنجل خارجی اشاره ميشد. در واقع نگرش بودجه نويسی بر پايه بشکه $41، نشان از نا آگاهی دست اند کاران سازمان برنامه ريزی داشت. در همان زمان عربستان سعودی و امارات متحده عربی بودجه ساليانه را بر مبنای 28 و 31 دلار تعيين کرده بودند. در اين حالت و در صورت تداوم قيمت های بالای انرژی در بازار های مالی، مابه تفاوت در آمد خالص حاصل از فروش نفت خام، بصورت سرمايه گذاری های دراز مدت برای زمان پايين آمدن قيمت ها بصورت روش ديناميکی برای مقابله با نوسانات شديد بازار عرضه و تقاضای نفت ذخيره ميشود
.
.آنچه از نظر دست اندرکاران سازمان برنامه ايران پنهان مانده است، روند تغيير قيمت های نفت بر اساس نياز ميآن مدت و بلند مدت جامعه جهانی است. آمريکا بعنوان مصرف کننده عمده نفت، و در پی افزايش نرخ های بهره که بعنوان اهرمی برای کاهش رشد بی رويه اقتصادی و کنترل تورم استفاده ميشود، از چشم انداز های مصرفی خود کاسته است،و در دراز مدت نيز سياست کاهش قيمت های نفت خام را دنبال ميکند. رشد حبابی قيمت های انرژی در چند ساله اخير، هرچند موتور حرکت اقتصادی در چند زمينه خاص بوده، اما در کل به کندی رشد اقتصادی انجاميده است. در همين راستا، تجربه نوسانات قيمت انرژی در اواخر دهه هفتاد ميلادی، رشد حبابی قيمت ها در اوائل دهه هشتاد و سپس دوره رکود قيمت ها در يک دوره پانزده ساله منتهی به سال 2000 نشان داده است که قيمت ها تا "ظهور حضرت" بالا نميماند.
.
خاور ميآنه بعنوان صادرکننده تخمينی يک سوم نفت خام و بحران ها موجود در آن هميشه به نوسانات قيمت نفت دامن زده است. چشم انداز صلح و ثبات سياسی خاورميانه در پی آشتی ايران با جامعه جهانی در مناقشات مربوط به پرونده هسته اي منجر به کاهش بيشتر قيمت ها خواهد شد. از آنطرف کاهش بيشتر قيمت ها به ذخيره سازی بيشتر نفت خام خواهد انجاميد. ذخائر استراتژيک نفت در آمريکا که گنجايش بيشت از هفتصد ميليون بشکه را دارا هستند تنها يکی از اين ابزارها ميباشد. در واقع نفت ارزان فرصتی خواهد بود تا مصرف کنندگان عمده نفت به ذخيره هرچه بيشتر اين ماده حياتی بپردازند و از وابستگی مستقيم خود به عرضه نفت توسط توليد کنندگان بکاهند. قيمت های بالای نفت در چندين سال گذشته جای کمتر توجيهی برای خريد به منظور ذخيره گذاشته اند. در همين راستا بسياری از شرکت های غول پيکر نفتی و در سايه قيمت های بالا اقدام به کشف و سرمايه گذاری بر روی منابع نآشناخته کرده اند. کشف مخزن چند ميلياردی که هفته قبل توسط "چورن" اعلام شد، در نتيجه همين عمليات اکتشافی بوده است. هرچند از زمان اکتشاف تا زمان بهره برداری تجاری دوره نسبتا طولانی سرمايه گذاری و بازاريابی لازم است، اما جو روانی بازار را از نگرانی در مورد ذخاير دراز مدت و توليد آن نجات ميدهد. اين سيکل ادامه پيدا ميکند تا قيمت ها و بازار عرضه و تقاضا به نوعی ثبات نسبی برسند. پس از آن دوره رکودی حکم فرما ميشود که تا مدتی عوامل خارجی تاثير چندانی بر دامنه قيمت ها نخواهد داشت
.
.مشکل کشور های مانند ايران که در زمان بالا بودن قيمت ها به عوض سرمايه گذاری های بنيادين به ترک تازی در واردات روی ميآورند، در زمان پايين رفتن قيمت ها از چند جهت عرض اندام خواهد کرد. در پی واردات بی رويه و ايجاد رشد اقتصادی کاذب که نتيجه مستقيم مصرف لجام گسيخته و نه توليد نهادينه شده ميباشد، انتظارات مردم نيز به همان موازات بالا خواهد رفت. طرفه آنکه در پی کاهش شديد قيمت ها که دولت توانايی پرداخت مطالبات خارجی در برابر کالاهای مصرفی را ندارد، ناچار به کاهش و قطع واردات ميشود، و يا بايد دست نياز به سوی استقراض خارجی دراز کند. کاهش و قطع واردات کشور را وارد دالانی از بحران های اجتماعی خواهد کرد، زيرا مردمی که به مصرف بدون الگو به مدت چندين سال عادت کرده اند، به آسانی نميتوانند به نوعی رياضت اقتصادی خو بگيرند. استقراض خارجی هم به نوبه خود موجب مشکلات ميآن مدت و دراز مدتی ميشود که نمونه آن در زمان رياست جمهوری آقای خاتمی و سر رسيد موعد پرداخت اقساط قروض خارجی بهنگام کاهش شديد قيمت نفت را شاهد بوديم
.
.مشکل اساسی که در زمان گرانی نفت، متاسفانه، به آن پرداخته نشد، پمپاژ بی حساب نقدينگی به جامعه بود. اژدهای نقدينگی بصورت گردابی هر از چند يکبار راهی بازاری ميشود تا با خارج کردن آن بازار از حالت رکود، بازار های ديگر به رکودی مخرب فرو روند. بازار های طلا، زمين، ماشين و اين اواخر گوشی و خط موبايل از اين دسته هستند. بعلاوه دولت به پشتوانه در آمد افسانه اي نفت و بدون توجه به شرايط روز اقتصادی بانک ها را مجبور به کاهش نرخ بهره کرد. نتيجه آنکه نقدينگی بانک ها که ميتوانست بصورت پشتوانه اي برای توليد داخلی باشد، راهی بازار های غير مولد و دلالی زمين و موبايل و طلا شد.
.
. ازدياد قيمت نفت بهترين فرصت بود برای سرمايه گذاری در زير ساخت های اقتصادی. در همين راستا، دولت ميتوانست بعوض پمپاژ پول نفت، بدهی خود را به بانک مرکزی بپردازد که خود عاملی است برای تشديد هرچه بيشتر تورم لجام گسيخته. دولت بجای کاهش دستوری نرخ بهره بانکی، بايد با پرداخت بدهی چندين هزار ميلياردی خود به بانک مرکزی به اين بانک آزادی عمل بيشتری در زمينه تخصيص اعتبارات توليدی بدهد. همينطور دولت بعنوان متصدی فروش و کنترل در آمد نفت، بايد از سرازی شدن اين اژدها به شبکه اقتصاد روزمره جامعه جلوگيری کند. خلاصه کلام آنکه، پيش از دوران افت قيمت ها و بحران های اقتصادی، دولت بايد يک برنامه شوک درمانی و رياضت اقتصادی را به اجرا گذاشته و با کنترل مصرف، اعم از بنزين و مايحتاج عمومی جلوی ريخت و پاش بی حسب کتاب و "بيماری مهلک هلندی" را بگيرد.