« Home | ساختار شناسی بحران - بخش اول » | قيمت نفت، بيماری هلندی و باقی قضايا » | قيمت نفت و بازارهای مالی » | گنجی قهرمان، يا ضد قهرمان؟ » | ساختار شناسی بحران: بحران اقتصادی »

چفيه

وقتی سعيد حجاريان، نايب رييس وقت شورای شهر تهران در اسفند بعد از انتخابات مجلس ششم به ضرب گلوله اي نقش زمين شد، بفاصله چند روز عکسی از جوانی منتشر شد که ميگفتند ضارب حجاريان است. در آن فضای رمانتيک اصلاحطلبی و پيروزی چشمگير اصلاحطلبان در مجلس ششم، آنچه به چشم همگان آمد جوانی با ريش بلند، و چفيه بر گردن بود. بلافاصله انگشت اتهام به سوی نيروهايی گرفته شد که در آنزمان حزب اللهی و بعدها اصول گرا خوانده شدند.
****
در مورد ترور حجاريان حرف و حديث بسياری وجود داشت و دارد. ترور حجاريان به حق جنبش اصلاحات را از مغزی متفکر و استراتژيستی بی همتا محروم کرد. در آنزمان گفته شد که ضارب سعيد حجاريان جوانی بيست ساله با نام کوچک "سعيد" است.
****
ابراهيم حاتمی کيا، کارگردان موئلف سينمای اعتراضی جنگ، در مقاله بلندی در روزنامه "صبح امروز" مانور تبليغاتی اصلاحطلبان بر چفيه را خطا دانست و آنرا توهين به ميراث مردانی مانند "حاج همت" خواند. حاتمی کيا مقاله اش را چنين به پايان برد: چفيه حاج همت را لگد کوب نکنيم. هر سعيدی "عسگر" نيست....هر سعيدی "امامی" نيست...سعيد، "حجاريان" هم هست.
****
اسفند پنجاه و هفت، يک هفته پس از پيروزی انقلاب، ياسر عرفات - ابوعمار، رييس کميته اجرايی سازمان آزاديبخش فلسطين و رهبر جنبش فتح به همراه صد تن از ياران نزديکش وارد تهران شد. بنا به نقل قولی، او همراه با خود پانصد "چفيه" فلسطينی بعنوان سوغات و نماد همبستگی مبارزان فلسطينی با برادران ايرانی خود آورده بود. چند ماه پيش از اين، وقتی کوماندو های فلسطينی مرکز تل اويو پايتخت اسراييل را به آتش و خون کشيدند، عکس های ارسالی مبارزان را با صورت های پوشيده با چفيه نشان داد. در همين راستا، گروه های چريکی که افراد خود را برای آموزش مبارزه مسلحانه به اردوگاه های جنوب لبنان و غرب اردن ميفرستادند، از "چفيه" بعنوان نماد مبارزه چريکی و نامنظم استفاده ميکردند.
****
با شروع جنگ تحميلی و گسيل نيروهای مردمی به جبهه های غرب و جنوب، "چفيه" نماد بسيجيانی شد که داوطلبانه خطوط مقدم جنگ را پر ميکردند. نمادی که تا آنجا به نوعی "قدسيت" رسيد که رهبر و ائمه جمعه هنگام آقامه نماز جماعت آنرا به نشان همبستگی با نيروهای مردمی به گردن ميآويختند. در همين راستا نقل قول مشهوری وجود داشت، که عکس معروف رهبر انقلاب که با چفيه و بدون عمامه برداشته شده است، نشان اتحاد گروه های زير پوشش هيئت های موئتلفه ا سلامی ميباشد. نمونه های ديگر را ميتوان در عکس های شهيد مصطفی چمران، شهيد احمد باکری و محمد جهان آرا پيدا کرد. همانگونه که عکس معروف ارنستو چگوارا با سيگار برگ کوبايی و کلاه ستاره دار کج چندين دهه زينت بخش ديوار اتاق جوانان شده بود، عکس های "چفيه" بر گردن مبارزان بسيجی در طول دوران جنگ بخش اعظم تبليغات حکومتی برای ادامه گسيل نيروها را تشکيل ميداد.
****
با اتمام جنگ، "قدسيت" نمادين چفيه نيز از بين رفت. چفيه به صورت نمادی از نيروهايی در آمد که بلحاظ فرهنگی عقب مانده به حساب ميآمدند. با ظهور گروه های موسوم به "انصار حزب الله" در اواسط عمر دولت سازندگی هاشمی رفسنجانی "چفيه" بار ديگر نماد تعارض شد، و اينبار در مقابل سياست های تعديل گرايانه دولت سازندگی.
****
با ظهور اصلاحطلبان، که از دل چپ های به حاشيه رانده شده دوران سازندگی بيرون آمدند، و دوران آزادی نسبی سياسی و اجتماعی اصلاحات، تنش های "اصولگرايان" از برخورد های خيابانی به برخورد های رسانه اي تغيير جهت داد. نامداران انصار حزب الله منجمله مسعود دهنمکی و حسين الله کرم که در صف اول برخورد های خيابانی و حمله به تجمعات اصلاحطلب حضور هميشگی داشتند در دوران جديد و با کنار گذاشتن نماد "چفيه" به پشت ميزی رفتند تا با نوشتن و فيلم ساختن مقابله خود با آنچه را که انحراف از اصول و آرمان های اوليه انقلاب ميخواندند، ادامه دهند. چفيه بار ديگر به محاق رفت
****
با ظهور آبادگران، تسخير شهرداری تهران و سپس پيروزی در انتخابات نهمين دوره رياست جمهوری، بازگشت به آرمان های اوليه انقلاب در صدر اولويت های محافل تازه به قدرت رسيده قرار گرفت. طرفه آنکه تهران در مدت کوتاهی تبديل به مرکز تجمع دوباره چپ گرايان شد. ايجاد اتحاد استراتژيک با دولت های چپ تازه به قدرت رسيده در آمريکای لاتين تازه ترين نمونه اين همبستگی فرا قاره اي در مقابل بسط نفوذ "غرب" است. در واقع تنها نقطه اشتراک اين اتحاد را ميتوان در دشمنی ارگانيک با آمريکا بعنوان سمبل غرب جسجو کرد.
****
دو ماه قبل دانيل اورتگا، رهبر دوباره به قدرت رسيده ساندنيست های نيکارگوئه، و هفته پيش هوگو چاوز رهبر ونزوئلا مهمان رييس جمهور ايران بودند. همگان به ياد دارند که از آخرين سفر رييس جمهوری ايران و هيئت همراه به آمريکای لاتين نيز بيش از چند ماهی نميگذرد. در اين بين، عکس های هوگو چاوز و دانيل اورتگا با "چفيه" اهدايی رييس جمهور ايران به مانند چکشی بر سر آرمانگرايان قديمی چپ و انقلابی فرود آمد.
****
جدا از مواضع مشترک ضد امپرياليستی، ايران و متحدين استراتژيک جديدش از کمترين همگرايی سياسی و اجتماعی برخوردار نيستند. در ايران کماکان مذهب و ايدئولوژی مذهبی عاملی تعيين کننده است، در حالی که چپگرايان آمريکای لاتين از سالهای طلايی و دور مارکسيسم و حکومت خلقی نفی مذهب را در سرلوحه افکار و اعتقادات خود قرار داده اند. در ايران در همان زمانی که مارکسيست ها تحت شديد ترين فشار ها و سرکوب سيستماتيک قرار ميگرفتند، مبارزين ساندنيست در نيکاراگوئه مشغول مبارزه با "کنترا" های راستگرا بودند. مسخره آنکه پولی که از فروش سلاح های پيشرفته و قطعات يدکی هواپيما های اف-14 به ايران بدست ميآمد، برای تامين مالی مبارزه "کنترا ها" با "ساندنيست" های تحت رهبری دانيل اورتگا هزينه ميشد. بحران سياسی در آمريکا در اواسط دهه هشتاد به همين سبب ايران-کنترا نام گرفت.
****
وضعيت در مورد هوگو چاوز بهتر نيست. او بعنوان آخرين رييس جمهوری که از عراق به صورت رسمی ديدار کرد، با صدام حسين تکريتی و اعضا ستادش عکس های رسمی داشت. در آنزمان، هوگو چاوز که در ونزوئلا تازه به قدرت رسيده بود، بنا را بر دوستی و نزديکی با دشمنان آمريکا گذاشت بود. ايران اما، در دوره محمد خاتمی سياست تنش زدايی را در پيش گرفته بود که اولين نشانه های آن پرهيز از درگير شدن مستقيم لفظی و تکنيکی با آمريکا بود. عکس های هوگو چاوز با صدام حسين ضربه ديگری برای بعضی از روشنفکران مستقل و به طور سنتی چپ نيز به ارمغان آورد. در طی حمله نيروهای ائتلاف به عراق، عکسی منتشر شده در مجله تايم بيست سال قبل دست به دست و ايميل به ايميل ميگشت تا نشان دهد، دونالد رامسفلد، وزير دفاع وقت آمريکا در زمان جنگ، زمانی بعنوان فرستاده ويژه رونالد ريگان با صدام حسين ديدار کرده تا احداث يک خط لوله نفتی را مورد بررسی قرار دهند. مانور تبليغاتی اين موضوع بخش اعظم استدلال مخالفان جنگ را تشکيل ميداد. انتشار عکس های هوگو چاوز، نه تنها باعث واکنش اين گروه نشد، بلکه ترجيح دادند در سکوت کامل بازی را تماشا کنند.
****
آنچه برچفيه رفت، همانست که بر آرمان های سه نسل چپ گرايان رفته است. روشنفکران مخالف غرب و مفاهيم دنيای مدرن مانند جهانی شدن و اسير توهمات رنگ باخته چپ مانند مبارزه با امپرياليسم و مبارزه طبقاتی، حيرت زده شاهد هم آغوشی راستگرا ترين نيروهای مذهبی، و ارتودوکس ترين چپ های مارکسيست ميباشند. اتحادی که تمامی ارزش های چپ را به مسخره گرفته و ابطال بخشی بزرگ از آرمان های آنها را به دنبال دارد. در زمانی که ژنرال های سابق ويت کنگ، به دنبال شرکت های چند مليتی هستند تا با سرمايه گذاری در سرزمين "هوشيه مينه" موجبات ازدياد اشتغال و ارتقا سطح زندگی فرزندان قسم خورده ترين دشمنان و چريک های تاريخ مبارزات ضد امپرياليستی را فراهم آورند، اتحاد احمدی نژاد، چاوز، مورالس و اورتگا کاريکاتوری دردناک از درکی ناقص از شرايط جهانی است.
****
آنچه ميماند، بر باد رفتن آرمانها و آرزوهای نسلی است که از خواب برميخزيد و بسان چفيه اي که بر دوش چاوز و اورتگا بمانند خاری در چشم مبارزان ا سلامی ميرود خود و آرزوهايش را در معرض نيستی و نابودی ميبيند.